السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
521
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
نشوند و اموالشان گرفته نشود و اين وجهى نيكو و صحيح است . با اين همه ، دانشمندان صحابه و تابعان و خاندان او قائل شدهاند به : افضليّت على و بسيارى و بىپايانى دانش او ، و تيزفهمى و فراوانى حكمتش و نيكويى قضاوتش و درستى فتوايش و ابوبكر و عمر و عثمان و ديگرانى از دانشمندان صحابه در احكام با او مشورت مىكردند و سخن او را در نقض و ابرام به كار مىگرفتند ، در راستاى اعتراف آنان به دانش او و فراوانى فضل و برترى خرد و صحت و درستى حكمتش و اين حديث در حق او چندان هم زياد نيست ؛ چون رتبهى او نزد خداوند عزّوجلّ و نزد پيامبرش و مؤمنان بندگان والاتر و بالاتر از آن است . » « 1 » 7 - حديث در روايت جابر خطيب بغدادى گويد : « ما را خبر داد ابوطالب يحيىبنعلى دسكرى ، از ابوبكربنمقرى ، از ابوالطيّب محمّدبن عبدالصّمد دقّاق ، از احمدبن عبيداللَّه ابوجعفر مكتّب ، از عبدالرزّاق ، از سفيان ، از عبداللَّهبن عثمان بنخثيم ، از عبدالرّحمانبن به همان كه گفت : شنيدم جابربن عبداللَّه گفت : شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم در روز حديبيّه در حالى كه دست على را گرفته بود ، فرمود : اين امير نيكوكاران و قاتل بدكاران است ، يارى مىشود كسى كه او را يارى كند ، سرشكسته است هر كس او را يارى نكند صدايش را بلند كرد و فرمود ، من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن دَر آيد . » « 2 » و ابنمغازلى گفت : « خبر داد ما را ابوالحسن احمدبن مظفّربن احمد عطّار ، فقيهِ شافعى با خواندن من بر او و اقرارش به آن ، سال چهارصد و سى و چهار به او گفتم : خبر داد شما را
--> ( 1 ) . كفايةالطّالب / 222 . ( 2 ) . تاريخ بغداد 2 / 377 و 4 / 219 .